دیگ نگرانی آز باکتری رو ندارم
دیگ استرسایی مث این رو ندارم ک تو ی هفته دو تا امتحان 4 واحدی رو داشته باشم
دیگ نگرانیم این نیس ک بیوشیمی از دکتر بختیاری یا صیدخانی چند میگیرم
یا اینکه اقای صابری سر کارورزی مصطفی چ سوالایی باز میخاد بپرسه یا اینکه چجور حالمونو بگیره
دیگ سر کلاس رفتنای آز ایمنی تموم شد
دیگ موقع خستگی یا دلتنگی نمیریم اتاق 108 پیش مریم و بقیه بچها ک چایی مونده تو فلاسک بخوریم و واقعا هم حالمون خوب میشد
یا عصرا اونقد ذوق ندارم برا داخل شهر رفتن با زهرا و ساره
شبا ک نمیریم بشینیم تو حیاط خابگا...
و حتی تغییرای بزرگتر...
همه چی عوض شده...
دیگ سال ب سال هم احوالی از کسی نمیپرسم...حتی بهترین دوستام
اره همه چی عوض شده!!!
منظورم دغدغه هاست...
ولی ی چیز خوب هنوز بدون تغییر مونده اینکه خاطرات اونموقعا هنوز برام شیرینه و هنوز یادشون حس خوبیه!!!
امیدوارم دغدغه ها و خاطراتتون همیشه شیرین و خوب باشه
پ.ن: این متنو با گوشی گذاشتم اگ دیدین کج و معوجه!!!
نوشته شده در سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶ساعت توسط مهدی زاده|
سلام علوم آزمایشگاهی...ما را در سایت سلام علوم آزمایشگاهی دنبال میکنید
برچسب: نامه, نویسنده: بازدید: 12